ميرزا على تبريزى ( شهيد )
18
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )
جاى ديگر مينويسد : آقا مير هاشم به جهت پاره مذاكرات نزد مردم متهم شد و پاره حركات نالايق از او سرزد ، مردم اجتماع كرده طرد او را خواستند . امروز پنجشنبه 29 ماه طرف صبح از شهر رفت ، انجمن برقرار است بايد آنجا بروم ، روز 27 ماه در انجمن صحبتى شده پيشتاب و لورور انداختهاند ، اين عمل هم بمردم برخورده است ، مقدمه از سابق داشت ولى هيجان مردم از آن ببعد شد كه آخرش منجر بطرد او شد تا بعد چه شود ؟ » فصل ( در اينروزها تلگرافى از علماء طهران آمد و . . . ) در اينروزها تلگرافى از علماء طهران آمد و جمعى از علما را بتلگرافخانه براى مخابره حضورى احضار كردند ، متحصنين قنسولخانه كه رشته امورات دست آنها بود تعطيل و تسويف مىكردند و جواب نميدادند ، و تعيين نمىنمودند كه كسى بايد برود و چه بگويد ؟ و عمدهء ملاحظه ايشان اين بود كه مبادا اخلالى بشود . هيئت علماء هم از اين مسائل مندك بود ، كسانى كه غافل بودند دلتنگى مىكردند ، و در اين ايام حاج ميرزا محسن آقا و برادرش طوع عين متحصنين بودند و از ملاقات همديگر در غير تلگرافخانه احتراز شديد داشتند ، حتى روز چهارشنبه پنجم ماه شعبان جناب مجتهد در خانه حاجى ميرزا على اصغر ملكى مجلس كرد و مرا نيز طلبيد حاجى ميرزا محسن آقا جواب ( رد ) داد و حاضر نشد ، من رفتم و مانع از مذاكره شدم گفتم : هرحرفى هست بايد در مسجد يا در جاى بىطرف با اطلاع متحصنين گفته شود و از آنجا برخاسته به مسجد رفتم اينجا قرار شد وقت عصر باز در خانه حاجى ميرزا على اصغر اجتماعى بشود . مردم را بواسطه نيامدن جواب از طهران وحشت و اضطراب بود ، بازار بسته و مردم بيكار و احتمال چندين مخاطره ميرفت و متحصنين ملاحظه داشتند كه مبادا مردم بتنگ آمده اعراض نمايند .